واکسن 18 ماهگی پسر عزیزم
سلام به دوستان عزیز و گل و مهربونم.....
یه مدتی بود فرصت آپ کردنو نداشتم، فک کنم دلیلمو مامانای مهربون خوب بدونن...
بچه داری....
خانه داری....
کار بیرون و و و ....
حتی باور کنین چند تایی عکس از واکسن 18 ماهگی کیارش عزیزم، آپلود کرده بودم که مونده بود تو آرشیوم...
حالا لطفا اینا رو داشته باشین ، تا ازبعدا تو یه پست جدید شیرین کاری های پسملی واستون بگم...
تو تاریخ 92/5/10، 2 ساعتی مرخصی رد کردمو ، صبح با پسملی پاشدیم چیتان پیتان کردیم و راه افتادیم سمت مرکز بهداشت تا ....
تا واکسن 18 ماهگیشو بزنیم....
قبل رفتن 24 قطره استامینوفن دادم به جوجوم ... بماند که با چه مصیبتی اول صبحی این کار و کردم!
خلاصه... پسر عزیزم.... عشق نازنینم.... فرشته کوچولوی مامان..... الـــــــــــــــــــــــهی مامانی فدات بشه.... چه دردی کشیدی....
این عکسا رو هم بابایی چون میخواست بعنوان خاطره واست ثبت کنه گرفته....
عشقم .... عمرم... وجودم.... همه اینا واسه خاطر سلامتی خودته..... درد و بلات بیاد بجـــــــــــون مامان....
خدایا تو که اینهمه مهربونی،تو که همیشه لطفتو از ما دریغ نکردی و نمیکنی ،چی میشد نی نی هامون ،خدادادی ، واکسیناسیون می شدنو اینهمه درد نمی کشیدن؟؟؟؟؟.....
اینم چند تا عکس.... هر چند خود مامانی تحمل دیدنشون نداره....



دیگه تمـــــــــــــــــــــــــــــــوم شدیم تــــــــــــــــــــــــــــــــا........ 6 سالگی.....



واکسن 18 ماهگی پسر عزیزم
